استایل گرانج

استایل گرانج چیست؟

استایل گرانج (Grunge Style): شورش در مد و پوشاک

استایل گرانج (Grunge Style)، بیش از یک مجموعه لباس، یک فریاد بود؛ فریاد نسلی سرخورده و عصیانگر در برابر زرق و برق پوچ، مصرف‌گرایی بی‌رویه و خوش‌بینی مصنوعی دهه ۱۹۸۰. گرانج، که در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ میلادی از دل صحنه موسیقی زیرزمینی شهر سیاتل آمریکا بیرون آمد، یک پادزهر بود؛ پادزهری برای فشن پر زرق و برق و لوگومحور آن دوران. این استایل، با پیراهن‌های چهارخانه کهنه، شلوارهای جین پاره، پلیورهای کش‌آمده و نگاهی بی‌تفاوت و سرکش، به سرعت به یونیفرم نسل ایکس (Generation X) تبدیل شد. برخلاف تمام جنبش‌های مد پیش از خود، گرانج از آتلیه‌های طراحان پاریسی یا نیویورکی متولد نشد؛ بلکه از کمد لباس نوازندگان راک، از فروشگاه‌های لباس دست دوم و از نیازهای عملی زندگی در آب و هوای بارانی شمال غربی اقیانوس آرام ریشه گرفت. این یک “ضد فشن” (Anti-Fashion) تمام‌عیار بود؛ بیانیه‌ای که می‌گفت اصالت، راحتی و بی‌تفاوتی به قواعد، بسیار جذاب‌تر از تلاش برای رسیدن به یک کمال بی‌نقص و از پیش تعیین‌شده است. تولیدی پوشاک زنانه قشنگه، با باور به اینکه هر استایلی، حتی ساختارشکن‌ترین آن‌ها، روایتی از یک دوره و یک هویت است، در این مقاله به سفری عمیق در تاریخ و فلسفه استایل گرانج می‌پردازد تا ریشه‌های این شورش ماندگار در دنیای مد را کشف کند.

 

بخش اول: زادگاه شورش؛ سیاتل، موسیقی و تولد یک خرده‌فرهنگ

برای درک استایل گرانج، ابتدا باید به زادگاه آن سفر کنیم: شهر سیاتل در ایالت واشنگتن، در اواخر دهه ۱۹۸۰. سیاتل در آن زمان شهری صنعتی، اغلب بارانی و از نظر فرهنگی تا حدودی منزوی بود؛ یک دیگ جوشان و عالی برای پرورش نوعی جدید از موسیقی راک که از دل گاراژها، زیرزمین‌ها و کلاب‌های کوچک و نمور بیرون می‌آمد. این شهر، با وجود ظاهر آرام خود، میزبان یک انقلاب موسیقایی و فرهنگی بود که قرار بود به زودی تمام جهان را فرا بگیرد.

صدای سیاتل (The Seattle Sound) و لیبل Sub Pop:

موسیقی گرانج، ترکیبی سنگین، گل‌آلود و پرآشوب از پانک راک، هوی متال کلاسیک و ایندی راک بود. این موسیقی با دیستورشن شدید و نویزگونه گیتارها، ریف‌های سنگین، ریتم‌های نامنظم و دینامیک “آرام-بلند-آرام” که به امضای گروه‌هایی چون نیروانا و پیکسیز تبدیل شد، شناخته می‌شد. متن ترانه‌ها، آینه‌ای از دغدغه‌های نسل ایکس بود: بیگانگی، اضطراب اجتماعی، افسردگی، خشم فروخورده و نقدهای تند به ساختارهای اجتماعی. گروه‌هایی مانند نیروانا (Nirvana) با انرژی پانکی و ملودی‌های پاپ‌گونه‌اش، پرل جم (Pearl Jam) با رویکرد کلاسیک راک و اجراهای پرشور، ساوندگاردن (Soundgarden) با ریشه‌های هوی متال و صدای قدرتمند خواننده‌اش، و آلیس این چینز (Alice in Chains) با فضاسازی‌های تاریک و هارمونی‌های وهم‌آلود، ستون‌های اصلی این صدا بودند. بخش بزرگی از موفقیت اولیه این گروه‌ها مدیون لیبل موسیقی مستقل “Sub Pop Records” بود که با بازاریابی هوشمندانه، “صدای سیاتل” را به عنوان یک برند فرهنگی به جهان معرفی کرد.

کرت کوبین: شمایل بی‌میل و تراژیک یک استایل

هیچ‌کس بیش از کرت کوبین، خواننده و گیتاریست گروه نیروانا، با استایل گرانج عجین نشده است. اما او هرگز قصد نداشت یک “آیکون مد” باشد. در حقیقت، او این عنوان را به سخره می‌گرفت و از آن متنفر بود. لباس‌های او – پلیورهای بافتنی گشاد و سوراخ، تیشرت‌های رنگ و رو رفته، و جین‌های پاره – انتخاب‌هایی کاملاً کاربردی و از سر بی‌قیدی بودند. او لباسی را می‌پوشید که راحت بود، ارزان بود و او را گرم نگه می‌داشت. او حتی گاهی با پوشیدن پیراهن‌های زنانه یا آرایش چشم، ایده‌های رایج درباره مردانگی در موسیقی راک را به چالش می‌کشید. همین اصالت، آسیب‌پذیری و بی‌تفاوتی مطلق او به قواعد فشن، او را به نماد یک نسل و استایلش را به الگویی برای میلیون‌ها جوان در سراسر جهان تبدیل کرد.

ریشه‌های کاربردی و اقتصادی استایل گرانج:

  • آب و هوای سیاتل: هوای سرد، مرطوب و بارانی این منطقه، پوشیدن لباس‌های لایه‌لایه را به یک ضرورت روزمره تبدیل کرده بود. یک تیشرت، روی آن یک پیراهن فلانل چهارخانه آستین بلند و شاید یک ژاکت یا پلیور، یونیفرم استاندارد برای گرم ماندن و محافظت در برابر سرما بود. این یک انتخاب کاملاً عملی بود، نه یک تصمیم زیبایی‌شناسانه.
  • فرهنگ فروشگاه‌های دست دوم (Thrift Store Culture): در دهه ۹۰، جوانان و موزیسین‌های سیاتل، در بحبوحه یک رکود اقتصادی، پول یا تمایلی برای خرید از برندهای گران‌قیمت و مراکز خرید پر زرق و برق نداشتند. آن‌ها لباس‌های خود را از فروشگاه‌های دست دوم (Thrift Stores) و خیریه‌ها (مانند Goodwill) تهیه می‌کردند. این به معنای پیدا کردن لباس‌هایی بود که قبلاً پوشیده شده، کهنه، رنگ و رو رفته و گاهی پاره بودند. این “کهنگی”، نه یک انتخاب عمدی برای ساختن یک “لوک”، بلکه یک واقعیت اقتصادی بود که به مرور به امضای اصلی و بیانیه سیاسی این استایل تبدیل شد.

فلسفه “ضد فشن” در تقابل با دهه ۸۰:

گرانج یک واکنش مستقیم علیه فرهنگ مصرف‌گرایی، خوش‌بینی افراطی و سطحی‌نگری دهه ۸۰ بود. در دهه‌ای که همه به دنبال نمایش ثروت با لوگوهای بزرگ (Logo-mania)، رنگ‌های نئونی، موهای پوش‌داده و لباس‌های پر زرق و برق بودند، نسل گرانج با پوشیدن لباس‌های کهنه و بی‌نام و نشان، این ارزش‌ها را به سخره گرفت. این استایل می‌گفت: “هویت من در لباسم، ماشینم یا حساب بانکی‌ام نیست. من برای تحت تاثیر قرار دادن تو لباس نمی‌پوشم. من خودم هستم، با تمام پیچیدگی‌ها و نقص‌هایم.” این بی‌تفاوتی، جذاب‌ترین و شورشی‌ترین بخش گرانج بود.

 

استایل گرانج
فلسفه “ضد فشن” در تقابل با دهه ۸۰:

بخش دوم: کالبدشکافی کمد لباس گرانج؛ آیتم‌های کلیدی یک شورش

استایل گرانج، با وجود ماهیت ضد فشن خود، دارای آیتم‌های مشخص و نمادینی است که در کنار هم، این ظاهر خاص را می‌سازند. این لباس‌ها، بیش از آنکه آیتم‌های مد باشند، ابزارهای کاربردی و بیانیه‌های فرهنگی بودند.

پیراهن فلانل چهارخانه (The Plaid Flannel Shirt): یونیفرم غیررسمی

این آیتم، سنگ بنا و نماد مطلق استایل گرانج است. پیراهن‌های فلانل که در اصل لباس کارگران، چوب‌بر‌ها و کشاورزان آمریکای شمالی بودند، به دلیل گرما، دوام و قیمت ارزانشان، به انتخاب اول موزیسین‌های سیاتل تبدیل شدند. آن‌ها این پیراهن‌ها را به صورت باز روی یک تیشرت (به عنوان یک ژاکت سبک)، به تنهایی و یا خیلی ساده، دور کمر خود گره می‌زدند. این روش آخر، هم کاربردی بود (برای زمانی که هوا گرم می‌شد) و هم به یک ژست استایلی نمادین تبدیل شد. رنگ‌های کلاسیک مانند قرمز-مشکی، سبز-آبی، قهوه‌ای و خاکی، از محبوب‌ترین پالت‌های رنگی برای این پیراهن‌ها بودند.

تیشرت‌های گروه موسیقی و گرافیکی (Band & Graphic T-shirts): بیانیه‌ای از هویت

زیر پیراهن چهارخانه، اغلب یک تیشرت کهنه و رنگ و رو رفته از یک گروه موسیقی زیرزمینی (مانند Sonic Youth, Mudhoney, The Melvins, Fugazi) یا تیشرتی با یک طرح گرافیکی کنایه‌آمیز یا نامتعارف پوشیده می‌شد. این تیشرت‌ها، نوعی کارت عضویت در یک کلوپ مخفی بودند؛ نشان‌دهنده سلیقه موسیقی و تعلق فرد به یک خرده‌فرهنگ خاص بود و راهی برای ارتباط برقرار کردن با افراد همفکر محسوب می‌شد. هرچه گروه ناشناخته‌تر بود، اعتبار فرد بیشتر بود.

شلوار جین پاره و کهنه (Ripped and Worn-out Jeans): روایتی از زندگی واقعی

شلوارهای جین در استایل گرانج، نو، تنگ و خوش‌رنگ نبودند. آن‌ها اغلب مدل‌های کلاسیک و کارگری مانند Levi’s 501 بودند که آنقدر پوشیده شده بودند که به طور طبیعی رنگشان رفته، زانوهایشان پاره شده و در لبه‌ها ساییده شده بود. این پارگی‌ها، برخلاف جین‌های پاره امروزی، به صورت مصنوعی با تیغ و سمباده ایجاد نشده بودند؛ بلکه هر کدام داستانی از یک زمین خوردن در اسکیت‌بورد، یک اجرای موسیقی پرشور یا صرفاً سال‌ها استفاده مداوم را روایت می‌کردند. این “اصالتِ کهنگی” بود.

پلیورهای گشاد و بافتنی (Baggy Knit Sweaters): راحتی در اوج بی‌قیدی

پلیورهای بافتنی، به خصوص آن‌هایی که کرت کوبین می‌پوشید (مانند پلیور معروف سبز رنگش در اجرای MTV Unplugged)، اغلب چندین سایز بزرگتر، با طرح‌های قدیمی (مانند طرح‌های راه راه یا آرگایل)، با رنگ‌های کدر و گاهی حتی سوراخ بودند. این پلیورها که ظاهری شبیه به لباس‌های به ارث رسیده از پدربزرگ‌ها داشتند، حس راحتی، گرما و نوعی آسیب‌پذیری را منتقل می‌کردند که در تضاد با خشونت موسیقی گرانج قرار می‌گرفت و به شخصیت پیچیده این جنبش عمق می‌بخشید.

کفش‌های دکتر مارتنز و بوت‌های سربازی (Dr. Martens & Combat Boots): قدم‌های یک شورش

کفش‌ها در استایل گرانج، باید محکم، کاربردی و مقاوم در برابر آب و هوا می‌بودند. ظرافت هیچ جایگاهی نداشت. بوت‌های دکتر مارتنز (Dr. Martens) با ظاهر زمخت، کفی ضخیم و دوخت زرد رنگشان، و همچنین بوت‌های سربازی (Combat Boots) که از فروشگاه‌های مازاد ارتش تهیه می‌شدند، انتخاب‌های اصلی بودند. کتانی‌های کلاسیک و کهنه مانند Converse Chuck Taylors نیز گزینه محبوبی بودند. این کفش‌های سنگین و یونی‌سکس، وزن و قدرتی به استایل می‌بخشیدند که با ظرافت دنیای فشن در تضاد بود.

لایه‌بندی نامرتب و بی‌قاعده (Messy Layering):

یکی از مشخصه‌های اصلی گرانج، لایه‌بندی بود، اما نه از نوع هوشمندانه و فکر شده. یک تیشرت آستین بلند حرارتی (Thermal) زیر یک تیشرت گروه موسیقی آستین کوتاه و روی همه این‌ها، یک پیراهن فلانل باز؛ این ترکیب نامرتب و کاملاً کاربردی، امضای استایل گرانج بود و از نیاز به گرم ماندن در هوای متغیر سیاتل سرچشمه می‌گرفت.

پیراهن‌های گل‌دار و استایل Kinderwhore: سویه زنانه و ساختارشکن گرانج

استایل گرانج زنانه، اغلب با چهره‌هایی مانند کورتنی لاو (رهبر گروه Hole) و کت بیلند (رهبر گروه Babes in Toyland) شناخته می‌شود. آن‌ها با ترکیب عناصر متضاد، یک زیبایی‌شناسی جدید و ساختارشکن به نام “Kinderwhore” را به وجود آوردند. این استایل شامل پیراهن‌های کوتاه و عروسکی (Baby-doll dresses) با یقه‌های پیتر پن، پارچه‌های توری و طرح‌های گل‌دار یا کودکانه بود که با جوراب‌های پاره، آرایش غلیظ و پخش شده (رژ لب قرمز پررنگ و خط چشم سیاه ریخته) و بوت‌های سنگین دکتر مارتنز ترکیب می‌شد. این ظاهر، با کنار هم قرار دادن معصومیت کودکانه و خشونت پانکی، نقدی بر کلیشه‌های زنانه (“دختر خوب”) و تصویری قدرتمند از یک زنانگی سرکش، آشفته و کنترل‌نشده بود.

آیتم‌های کلیدی استایل گرانج
آیتم‌های کلیدی استایل گرانج

بخش سوم: گرانج روی کت‌واک؛ لحظه مارک جیکوبز و مرگ یک اصالت

در سال ۱۹۹۲، زمانی که گرانج در اوج محبوبیت موسیقایی و فرهنگی خود بود، دنیای فشن سطح بالا که هرگز نمی‌تواند پدیده‌ای را نادیده بگیرد، تصمیم گرفت این پدیده زیرزمینی را به تملک خود درآورد. این لحظه تاریخی، با نمایش مد بهار/تابستان ۱۹۹۳ برند معتبر آمریکایی “پری الیس” (Perry Ellis) رقم خورد که توسط یک طراح جوان، آینده‌دار و جسور به نام “مارک جیکوبز” (Marc Jacobs) طراحی شده بود.

مجموعه جنجالی پری الیس:

مارک جیکوبز، با الهام مستقیم از آنچه در کلاب‌های موسیقی و خیابان‌های گرینویچ ویلج می‌دید، مجموعه‌ای را ارائه داد که ترجمه‌ای لوکس و گران‌قیمت از استایل گرانج بود. او سوپرمدل‌های تراز اول آن زمان مانند کیت ماس، نائومی کمبل، کریستی تورلینگتون و هلنا کریستنسن را با پیراهن‌های چهارخانه ابریشمی (به قیمت ۳۰۰ دلار)، پیراهن‌های حریر با طرح‌های گرافیکی، کلاه‌های بینی (Beanie) از جنس کشمیر و بوت‌های دکتر مارتنز (که برای اولین بار روی یک کت‌واک سطح بالا ظاهر می‌شدند) روی صحنه فرستاد. این اولین باری بود که یک استایل کاملاً “ضد فشن” و برخاسته از فرهنگ خیابانی، به صورت مستقیم و بدون رقیق شدن، به دنیای فشن لوکس راه پیدا می‌کرد.

واکنش‌ها: ستایش، انزجار و اخراج

واکنش‌ها به این مجموعه، شدید، فوری و دوقطبی بود.

  • از سوی منتقدان مد: بسیاری از منتقدان سنتی، این مجموعه را یک فاجعه و توهین به ارزش‌های فشن لوکس خواندند. سوزی منکز، منتقد شهیر آن زمان، در نقد معروف و تند خود نوشت: “گرانج، نفرت‌انگیز است”. برناردین موریس از نیویورک تایمز نیز آن را یک “آشفتگی” خواند. آن‌ها نمی‌توانستند درک کنند چرا کسی باید برای خرید نسخه‌ای گران‌قیمت از لباسی که می‌توان آن را به قیمت چند دلار از یک فروشگاه دست دوم خرید، پول بپردازد.
  • از سوی صنعت: صاحبان برند پری الیس از این مجموعه وحشت‌زده شدند و این حرکت جسورانه، به قیمت اخراج مارک جیکوبز از این برند تمام شد.
  • از سوی جامعه گرانج: طرفداران اصیل گرانج نیز این حرکت را به عنوان “فروش” (Selling out) و تجاری‌سازی روح شورشی جنبش خود دیدند. گفته می‌شود که کورتنی لاو و کرت کوبین پس از دریافت لباس‌های این مجموعه به عنوان هدیه از طرف مارک جیکوبز، به طعنه آن‌ها را سوزانده‌اند.

این مجموعه، یک نقطه عطف پارادوکسیکال بود. از یک طرف، با بردن گرانج به روی کت‌واک، آن را به عنوان یک سبک مهم و تاثیرگذار در تاریخ فشن ثبت کرد و به آن مشروعیت بخشید. از طرف دیگر، با تجاری کردن و قیمت‌گذاری روی چیزی که اصالتش در ارزان و ضد مصرف‌گرایی بودن بود، روح واقعی آن را از بین برد. پس از این نمایش، گرانج به عنوان یک جنبش اصیل زیرزمینی، به تدریج افول کرد و جای خود را به “استایل گرانج” به عنوان یکی از گزینه‌های موجود در کاتالوگ‌های مد داد.

 

ستایش، انزجار و اخراج

بخش چهارم: چگونه یک استایل گرانج مدرن (نئو-گرانج) داشته باشیم؟

امروزه، استایل گرانج دیگر به معنای پوشیدن لباس‌های کهنه و پاره از سر ضرورت نیست. “نئو-گرانج” یا گرانج مدرن، یک انتخاب زیبایی‌شناسانه و فکرشده است که از عناصر اصلی دهه ۹۰  الهام می‌گیرد، اما آن‌ها را با کیفیتی بهتر، فیت امروزی‌تر و نگاهی بالغ‌تر ترکیب می‌کند. این استایل، به جای “بی‌قیدی واقعی”، نوعی “بی‌قیدی طراحی‌شده” را به نمایش می‌گذارد.

کلید اصلی، تعادل و ترکیب است (High-Low Mixing):

برخلاف دهه ۹۰، در گرانج مدرن لازم نیست از سر تا پا در لباس‌های گشاد و کهنه غرق شوید. هنر اصلی، در ایجاد تعادل بین عناصر گرانج و آیتم‌های مدرن، کلاسیک و باکیفیت است. یک یا دو آیتم کلیدی گرانج را انتخاب کرده و آن‌ها را با لباس‌های ساده و خوش‌دوخت ست کنید.

  • فرمول اول (گرانج شیک): یک شلوار جین پاره (که این بار پارگی آن طراحی‌شده است) را با یک پلیور کشمیر نرم و خوش‌فرم یا یک کت بلیزر مدرن و شیک ست کنید.
  • فرمول دوم (گرانج کژوال): یک تیشرت گروه موسیقی وینتج را با یک دامن ساتن میدی و اسنیکرهای سفید تمیز ترکیب کنید.
  • فرمول سوم (گرانج مینیمال): یک پیراهن کوتاه مشکی ساده (Slip Dress) را روی یک تیشرت سفید باکیفیت بپوشید و آن را با بوت‌های سنگین دکتر مارتنز ست کنید.

کیفیت، جایگزین کهنگی می‌شود:

پایه و اساس یک استایل نئو-گرانج موفق، در کیفیت آیتم‌های اصلی نهفته است. یک پیراهن چهارخانه یا یک تیشرت ساده، زمانی شیک و امروزی به نظر می‌رسد که از پارچه‌ای مرغوب تهیه شده باشد و دوخت تمیزی داشته باشد. این همان اصلی است که در تولیدی پوشاک زنانه قشنگه برای خلق لباس‌های پایه و ماندگار به کار گرفته می‌شود؛ لباس‌هایی که می‌توانند به عنوان بوم نقاشی تمیز و باکیفیتی برای ساختن هر استایلی، حتی گرانج، عمل کنند. شما می‌توانید یک پیراهن فلانل باکیفیت را به جای گره زدن دور کمر، به صورت جلو باز روی یک تاپ و شلوار خوش‌دوخت بپوشید و استایلی خلق کنید که هم به گرانج ادای احترام می‌کند و هم شیک و امروزی است.

بازی هوشمندانه با “فیت” و تناسبات:

گرانج مدرن فقط به معنای پوشیدن لباس‌های گشاد نیست. بلکه به معنای بازی با تناسبات است. می‌توانید یک هودی یا پلیور اورسایز را با یک شلوار اسکینی یا لگینگ چرمی ست کنید تا تعادل حجم برقرار شود. یا یک پیراهن کوتاه عروسکی (Baby-doll) را روی یک شلوار جین راسته بپوشید تا یک استایل لایه‌لایه و جالب خلق کنید. فیت لباس‌ها باید عامدانه به نظر برسد، نه اتفاقی.

آراستگی در عین بی‌قیدی:

برخلاف ظاهر اغلب نامرتب ستاره‌های گرانج دهه ۹۰، در نسخه مدرن این استایل، موها و آرایش معمولاً تمیزتر و فکرشده‌تر هستند. شما می‌توانید یک استایل کاملاً گرانج داشته باشید، اما با یک آرایش چشم دودی شیک، یک رژ لب تیره و مرتب، یا موهایی با موج‌های طبیعی اما مرتب (که با اسپری نمک دریا حالت داده شده)، ظاهری امروزی‌تر به آن ببخشید. این تضاد بین لباس‌های بی‌قید و آراستگی چهره، بسیار جذاب و مدرن است.

 

آراستگی در عین بی‌قیدی

بخش پنجم: میراث ماندگار گرانج؛ شورشی که هرگز نمی‌میرد

جنبش گرانج به عنوان یک پدیده فرهنگی غالب، عمر کوتاهی داشت و با مرگ کرت کوبین در سال ۱۹۹۴، به نوعی به پایان راه خود رسید. اما تاثیر آن بر دنیای فشن، عمیق، پایدار و انکارناپذیر است. گرانج، اولین جنبش بزرگ و تاثیرگذار قرن بیستم بود که ثابت کرد الهام مد می‌تواند از پایین به بالا حرکت کند؛ از خیابان به کت‌واک، نه برعکس.
این استایل، مفاهیمی مانند اصالت، راحتی، فردیت، بازیافت (در قالب لباس‌های دست دوم) و پوشاک یونی‌سکس را به جریان اصلی مد وارد کرد. این جنبش به ما یادآوری کرد که لازم نیست برای شیک بودن، ثروتمند یا بی‌نقص باشیم. این ایده که می‌توان یک لباس کهنه و یک آیتم گران‌قیمت را با هم ترکیب کرد (High-Low Mixing)، یکی از بزرگترین میراث‌های گرانج است.

امروزه، هرگاه یک پیراهن چهارخانه را دور کمر خود گره می‌زنید، یک جین پاره می‌پوشید یا لباس‌هایتان را به صورت لایه‌لایه روی هم می‌اندازید، در حال ادای احترام به روح آزاد و سرکش آن چند سال کوتاه اما پرآشوب در سیاتل هستید. روح گرانج، در استایل هر فردی زنده است که اصالت و بیان خود را به پیروی کورکورانه از قوانین مد ترجیح می‌دهد. این بزرگترین شورشی بود که گranج در دنیای مد به پا کرد و این شورش، هرگز نخواهد مرد. و این همان جایی است که تولیدی پوشاک زنانه قشنگه با فراهم کردن بستر و ابزار باکیفیت، به شما این امکان را می‌دهد که هر داستان و هویتی، حتی یک هویت شورشی را با بهترین کیفیت ممکن روایت کنید.

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامت گذاری شده‌اند *